مجموعه دروغها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 24 تیر ماه سال 1382

-1 از قدیم گفتن کادوی تولد؛دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره!!!!

-2 ای بابا؛ما نمیدونستیم که این شرکتی که میخوایم بریم کاآموزی؛ اینقدر باکلاسه؛وقت قبلی و وقت بعدی و.

حالا با این دردسر جدید چی کار کنم؛گفتن ما بیشتر از یک ماه به شما آموزش نمیدیم؛اما من دو ماه باید برم کارآموزی؛آخه فرم 50 روزه دارم که باید گزارش روزانه رو بنویسم؛ حالا پدر مادر و هفت جد و آبادشون رو بیامورزه که یه چیزی یاد میدن.آخه ثریا دیشب که زنگ زده بود؛گفت که یه هفته ای که رفته کارآموزی؛همش روی یه صندلی نشسته و بقیه رو تماشا کرده.من بهش پیشنهاد کردم که حداقل یه کتابی ببره؛اونجا بخونه.

خب دیگه فعلاً تا 15 مرداد که نوبت ما بشه؛بنده بیکار و علاف(الاف؟؟؟) هستم.کسی یه کتاب در مورد مونتاژ کامپیوتر سراغ داره به من معرفی کنه؟؟

-3 این مهمونی بازی های تابستانه؛حالم رو به هم میزنه؛من اصولاً تحمل مهمونی های پشت سر هم رو ندارم.اصلاً روحم کدر میشه توی این مهمونی های مزخرف……

4- حالا هم چند تا جمله قصار میذارم اینجا؛تا شما هم چهار تا کلمه یاد بگیرین:

-تفکر و تعمق زیاد برای یافتن سبب وجود یا هدف و مقصود زندگی به نظر من دیوانگی محض است.“انیشتین”

-فصاحت بیان معجزه میکند؛زیرا گوش های مردم از دیدگانشان بی تجربه تر است.“شکسپیر”

-پسر شما در پنج سالگی مدیر شما؛در پانزده سالگی اسیر شما؛در پانزده سالگی المثنی شما و بعد از آن بسته طرز تربیتش دوست یا دشمن شماست.“پاتریک هنری”


عناوین آخرین یادداشت ها
دوستان
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 113871