| |
| سه شنبه 3 تیر ماه سال 1382 |
|
من در مقایسه با بقیه بچه ها؛دیشب بیشتر از بقیه خوابیده بودم.و دقیقاً به اندازه همین 5/3 که خوابیده بودم نرسیدم که فصل آخر کتاب رو بخونم؛ولی خداییش امتحانم رو در همون حدی که بقیه دادن دادم.آخه من همین جوری تمام سوال های فصل آخر و درست جواب دادم.اصل چیزی که اشتباه نوشتم اینجا بود که عجب و انکسار نفس رو که درست متضاد هم هستن رو جابجا نوشتم.خب همین که نمیوفتم از سرم هم زیاده. فردا امتحان دارم.(اشک… اشک….)
|
|
|
| |
| دوشنبه 2 تیر ماه سال 1382 |
|
|
من فردا صبح امتحان اخلاق دارم و از 150 صفحه فقط 16 صفحه رو خوندم.خب نظرتون چیه؟هر کی به جای من بود از وحشت سکته رو زده بود.!!!نه اینکه مثل من بشینه وبلاگ بنویسه. |
|
|
| |
| یکشنبه 1 تیر ماه سال 1382 |
|
این استاد سیستم عاملمون امروز گند زد به اعصاب داغون من.آقا درست بعد از یک روز نمره ها رو داده؛نمره دادنشم فلحه ای بوده.میدونید یعنی چی؟ینی یه نمره 18 داده به یه نفر؛بقیه رو هم به نوبت از 14 داده تا 8 .به همین راحتی.سهم شانس منم 11 بوده.این همه که من روی این درس انرژی گذاشتم؛شب ها بعد عمری بیخوابی کشیدم تا یه نمره عالی بگیرم تا معدلم رو بکشه بالا.اما حالا…. الانم دارم میرم با ندا و مامان بیرون؛بعدشم تا فردا ساعت 10 میخوابم.تا از این به بعد حداقل خودم به امتحانم گند بزنم نه کس دیگه؛این جوری مزه اش هم بیشتره.
|
|
|