| |
| یکشنبه 29 مهر ماه سال 1386 |
|
|
مرسی مریم جون!بابت شعر.کلی کیف داد.
پیوست۱:دست بالای دست بسیاره!(خودش می فهمه.)۲-۱
پیوست ۲:نه اینکه فکر کنین اینجا توی خوابگاه خیلی بیکار شدم که هی میام نت.نه والا.این سرچ لعنتی جواب نمیده!گمونم مجبورم از نمره ی این یکی بگذرم!چه بد! |
|
|
| |
| پنجشنبه 26 مهر ماه سال 1386 |
|
|
این شهر لعنتی خیلی سرده!گمونم همش سرما بخورم.
دلم شعر می خواد.چرا هیچکی اینو نمیخواد بفهمه؟!
دلم آرامش می خواد... |
|
|
| |
| دوشنبه 23 مهر ماه سال 1386 |
|
|
گاهی اوقات خیلی حرف واسه گفتن داری،خیلی هم دلت میخواد بگی شون.اما انگار که یه گلوله ی گنده ی اسکاج فرو کرده باشن توی حلقت! |
|
|
| |
| یکشنبه 22 مهر ماه سال 1386 |
|
|
همیشه چیزای کوچیکی هست واسه غصه خوردن،اگه بزرگاشون نباشه! |
|
|
| |
| جمعه 20 مهر ماه سال 1386 |
|
|
برگشتم.الان که فکرشو میکنم می بینم خیلی هم دلم واسه مامان و بابام و خواهرمو و دوست و آشنا تنگ نشده بود.بیشتر بیشتر دلم واسه اتاقم تنگ شده بود!!تابلوهام،صدفام،گلهام،پروانه هام،کتابام،عروسکام و اینترنت بی دردسر!
پیوست:گمونم منم باید اسم بلاگمو بذارم دختر یخی!!!والا! |
|
|
| |
| شنبه 14 مهر ماه سال 1386 |
|
|
از اینجا وبلاگم چقدر بد رنگه!!!!!!!!!!!
همه چی قاطی پاتیه!همه چی تند تند میگذره!من بلد نیستم ربات بسازم،بلد نیستم قورمه سبزی بپزم!بلد نیستم برم ترمینال بعد برگردم خونه مون! یکی بیاد کمکککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککک!!!!!!!!!!!!!!
من اینترنت دانشگاهمون رو دوست ندارم.کتابایی که معرفی میکنن گیر نمیاد!!!!!!!من هی تند تند می ترسم.من می خوام همه چی زودی تموم بشه!!!اینجا اصلا آنتن نمیده،آدم نمی تونه یه کلمه با مامان باباش حرف بزنه!من دلم آش رشته میخواد ولی باید برم دنبال کتاب نمیدونم چی چی پروفسور نمی دونم کجای علم و صنعت!!!!تازه من دلم کتاب سهراب سپهریم رو هم میخواد،با صدفام ! |
|
|
| |
| یکشنبه 8 مهر ماه سال 1386 |
|
|
دنگ و فنگ!این دانشگاه فعلا همینا رو خوب داشته!!!!!!!!!! |
|
|