-1 امتحان های من تموم شده؛قاعدتاً من باید از خوشحالی بال بال بزنم ولی اصلا همچین حسی ندارم.
-2 کامپیوتر من دوباره قاط زده؛در واقع اومدم سورمه چشمش کنم؛کورش کردم.در واقع من همه کلمه ها رو برعکس میبینم؛مثلاً همین سلام رو مالس میبینم.(الان هم مطمئن نیستم که شما درست ببینین )اصلا هم حوصله سر و کله زدن باهاش رو ندارم.سواد دوستان و پسر خاله هم به جایی قد نداد.عالممون هم در دسترس نمیباشد.خب دیگه
…-3 الانم باید یه عالم خط بنویسم؛آخه فردا باید مشقام رو به استاد اعظم(!!!!!!!!)نشون بدم.