دونده ی دوی استقامت

** کی می خواد تموم بشه؟

** کلی ذوق و سلیقه خرج اون جعبه ای که داشتم درست میکردم،کردم.پارچه کنفی و کاغذای معطر و کلی روبان و پاپیون و کلی ماه و ستاره و قلب و اشکال هندسی دیگه.اما آخر کار چیزی که اون جعبه رو خوشگل ترش کرده بود،یه رز سفید بود که من درستش نکرده بودم...

---

از وقتی که دوستم مرا ترک کرده است

کاری ندارم جز راه رفتن...

راه می روم،

تا فراموش کنم

راه می روم،

می گریزم،

دور می شوم.

***

دوستم دیگر برنمی گردد

اما من حالا

دونده ی دو استقامت شده ام...

«شل سیلوراستاین»

---

ماه سیگار می کشد

ماه سیگار می کشد

و کوتاهی زندگی

در قیاس مسافتی که من هنوز نپیموده ام

آزار دهنده است.

کنج بسته خیابان

نوازنده

بی هدف

به سیم های خشک بی خیال

زخمه می زند

و ماهی که در تنگ شیشه ای  چشم می گشاید

چه فایده اما

به عرض پهناور اقیانوس برسد خواهد مرد

ماه سیگار می کشد

و من در جهت مخالف تو

به دیوار رسیده ام

در این بن بست

طبل صدای بم بی معنی

آسمان،چاه تاریک سرد

و فشرده تمام ایام

معادله گنگ خط خطی

راه آسایش تا ابد مجهول است

«علیرضا میراسدالله»

می ترسم،قالب تهی کردمو می ترسم.عین یه الاغ لنگ توی گل گیر کردمو می ترسم.از فشارهای مامان و بابام و فامیلای فضول می ترسم.از تمام پسرای تحصیل کرده ی نجیب و با اصل و نسب پولدار می ترسم.از کم آوردن خودم می ترسم.از سرسخت نبودنم می ترسم...گفتم که،قالب تهی کردمو می ترسم...

کلاف مغزم،اونقدر دورش نخ پیچیده شده که داره میترکه،اونقدر این کلافو دست یه بچه گربه دادن تا باهاش بازی کنه که حق داره کم بیاره،که حق داره خسته بشه،از این همه نخ،از این همه بچه گربه،از این همه کلافگی...

کارای پروژهه مونده،چند روزی هم باید برم شرکت،نمره ی یه سری از دانشجوها رو رد نکردم.با استاد سه تارم هم قرار یه جلسه رو گذاشتم،ولی از قرار معلوم باید کنسلش کنم.عقب افتادگی های کلاس فرانسه ام رو هم باید جبران کنم.اما بجای تمام این کارها مستاصل شدم و نمی دونم با دردسر دوباره بوجود اومده جدید چیکار کنم.مغزم،ذهنم،اعصابم کم آورده و مدام درگیره و نمی دونه این دفعه باید چه بهونه ای بیاره،این دفعه از کدوم دکونی بهونه جور کنه!گفتم که،کم آوردم و می ترسم.گفتم که،قالب تهی کردمو می ترسم...

متاسفم

هزاران هزار ساله که آدمها روی این کره خاکی زندگی میکنن،ولی هنوز یاد نگرفتن زندگی کنن،بدون اینکه جنگ و خون ریزی کنن.ما آدمها کم کم داریم ثابت می کنیم که اگه شیطان به انسان سجده نکرد،حق داشت.اما این وسط،من دلم برای خودمون(آدمها) میسوزه که هزاران هزار ساله داریم زندگی میکنم ولی هنوز اینقدر خنگیم که نمی تونیم عین آدم زندگی کنیم.متاسفم،برای خودمون متاسفم،برای موجوداتی که فقط نام "آدم" رو یدک میکشن!....

من 24 تا روز تولد رو با برنامه های مختلف گذرونده بودم،با جشن تولدهای مفصل،یا غیر مفصل و ساده،با تبریکای مفصل یا غیر مفصل.اما هیچ وقت توی این 24 تا روز تولدی که گذرونده بودم،هیچ کدوم از دوستام ساعت شش صبح از خواب بیدارم نکرده بودن که با خواهرش و باباش برام "تولدت مبارک" بخونن.بیشتر از همه از بابای ایشون بخاطر سوپرایز کردنم،تشکرات خیلی خیلی صمیمانه ای دارم و قول میدم روز تولد دوست عزیز و خواهرش و باباش ساعت چهار صبح،بهشون تلفن بزنم و "تولدت مبارک"، اونم با صدای بلند بخونم .

ایتالیا قهرمان شد

** هووووووراااااااا......ایتالیا قهرمان شد.هفت مسابقه پی در پی،با نتیجه های دلخواهِ دلچسبِ پی در پی(دلچسب بودن این ماجرا رو برای من وقتی درست متوجه میشی که بدونی من عادت دارم که بدونم هر چیزی که من بخوام برعکسش اتفاق میوفته).این جام جهانی به طرز وحشتناکی هیجان انگیز و فوق العاده و بی نظیر بود.دیشب اونقدر بالا پایین پریدم و سر و صدا کردم تا ایتالیا آخرین پنالتی اش رو زد و خیال همه رو راحت کرد.فقط یه کم دلم برای زیدان سوخت.ولی مهم نیست،چون حالا همه با خیال راحت اون پنالتی آخر روبرتو باجو رو فراموش می کنیم.

** قهرمانی ایتالیا بر سر و کله زدن با هفتاد تا دانشجوی بیخیال چربید و هنوز دماغم سالمه!!!!!

**حالا که این همه « پیش بسوی...» به طرز باور نکردنی ای برای من،به حقیقت پیوسته،پس پیش بسوی قبولی من توی کنکور ارشد.باشد که این یکی هم بطر باور نکردنی ای رنگ حقیقت بگیره!!!

 

پیش بسوی حذف فرانسه

** سر و کله زدن با یک عالمه مدیر بدون ذره ای مدیریت،به اضافه پنجاه تا دانشجویی نوزده ساله شیطونِ بی منطق،باعث شد حسابی روز خوب قبل از دماغون در بیاد.(اصطلاحش همینه؟؟من درست نمی دونم!)

** حالا درسته که داریم از خستگی پس میفتیم،ولی دلیل نمیشه نگیم:پیش بسوی حذف فرانسه.پس پیش بسوی حذف فرانسه....

** من نمیدونم اگه این آهنگ رمانتیکه رو گوش نمیدادم،چجوری اعصاب متشنج شده ی امروزم سرجاش میومد.

پرتغال حذف شد

**فیگویی که همیشه ارث باباشو از همه می خواست،بعد از بازی دیشب،حالا پرتغالی ها ارث باباشونو از فیگو می خوان...

**ملالی نیست جز دوری یه فروم،یه کتاب و یه 20 تا سوال تستی!!!!!

آلمان حذف شد

عجب جام جهانی باحالیه،این جام جهانی.بابا ای ول....پیش بسوی قهرمانی ایتالیا....هورااااااااااااااااااااااا.....

همین.اومده بودم بگم خیلی ذوق مرگم که آلمان حذف شد،اونم بدست ایتالیا.پس پیش بسوی قهرمانی ایتالیا.......

پیش بسوی حذف آلمان

** اگه آرژانتینی ها تونسته بودن از آلمان ببرن،چه جام جهانی باحالی میشد:آرژانتین،ایتالیا،فرانسه،پرتغال...پس پیش بسوی حذف آلمان!!!...چیه؟تو که انتظار نداشتی اون رونالدو با اون نود کیلو وزنش بیاد گل هم بزنه!!! ایتالیا هم که ترکوند،از حذف انگلیس هم کلی مشعوفیم!!!پس پیش به سوی حذف آلمان.......

** نخیر!این جناب قصد ندارن دست از سر ما بردارن!!پدر جان زور که نیست.حالا ما هر چی نمیگیم،اینم عمراً به روی خودش بیاره.از طرف همه حرف میزنه و اصلا پیش خودش نمیگه،چهار تا آدم هم این وسط وجود دارن!(که مسلماً نظرشون خیلی مهمتر از نظر ایشونه)...پوففففف،چی بگه آدم....

** من قول میدم دختر خوبی باشم و برم ببینم پروژه مریم چی به چیه.قول قول قول....

** اممممم....شاید بعدا گفتم....

** می دونی،کار خیلی سختیه،این که نخوای علناً حرف پدر مادرت رو رد کنی.ولی مجبور به این کار باشی.می دونی،باید صبور باشی.باید اجازه بدی یه سری اتفاق ها بیفته.اون وقت همه چیز درست میشه.پس کمی صبر داشته باش....

** می دونی،من همیشه فکر می کردم هر چیزی رو که پاک کنی،بالاخره فراموشش هم می کنی.درست هم فکر می کردم،البته به شرط اینکه همه ی همه شو پاک کنی و حتی یه ذره اش هم باقی نمونه.... زیر و رو کردن خاطرات خیلی هم بد نیست.می فهمی چی بودی،چی شدی.می فهمی فقط بقیه نیستن که تغییر می کنن،تو هم عوض میشی،تو هم تغییر می کنی.و چیز عجیبی نیست.

** چقدر بد که جام جهانی تموم میشه!!!!! من نمی دونم 12 نیمه شب به بعدم رو،بعد از جام جهانی با چی پر کنم!!!!!!

** اوه عزیزم،من می فهمم که شما اعصاب نداری.ولی خب عزیزم، راه حلش اینه که لقمه اندازه ی دهنت برداری! کار سختیه؟؟!!!!!

** کجایی بیبینی،اتفاقی که پیش بینیشو دو سال پیش کرده بود و بهت هشدارشو داده بودم،الان به عینه اتفاق افتاده و من هر چی سعی میکنم از دست این پیش بینی خلاص بشم،نمیشه که نمیشه...کجایی که ببینی و سرزنشم نکنی...

** خدا این یکی رو هم بخیر گردونه...خدا جون تو که تا حالا همه رو دور سر گردوندی،این یکی هم روش...

** فرانسه با کمک داور عزیز، اسپانیا رو بازوند،تا برزیل بتونه انتقام هشت سال پیش شو از فرانسه بگیره!! اینجاست که باید گفت:هه هه!!!

** لازم نیست حالا آدم هر دفعه وراجی کنه که.والا....

***چیزی که کفر منو در میاره خوش شانسی شدید(شما بخونید خر شانسی)این انگلیسی هاست.در حالیکه اسپانیای عزیز باید با فرانسه بازی کنه،اون وقت انگلیسی ها با اکوادور بازی کردن و خوش شانسی از اون بیشتر اینکه در مرحله بعد هم باید با تیم داغون شده ی پرتغال بازی کنن!!آخه پرتغالی که تونسته فقط یه گل به تیم در پیت ایران بزنه(البته توجه کنید که من پنالتی ها رو جز گلها حساب نمیکنم)چطور میتونه با این همه کارتهای رنگارنگی که بازیکناش دارن از پس انگلیس "الکی نتیجه بگیر" بر بیان!!!!

***یکی بیاد به این مرتیکه بگه: در دیزی بازه،حیای گربه کجا رفته!!!

متمم:بر حسب ضرورت "جناب آقای رییس سابق" تبدیل شدن به "مرتیکه" که حتی "گربه" هم از سرش زیاده!!

*** دیروز نگهداری یه بچه سه ساله شیطون بلا، به من محول شده بود.بسی با هم خوش گذراندیم.

 

لیاقت هم خوب چیزیه...

***من دلم نمی خواد پنجره اتاقم باز باشه،من دلم نمی خوای هوای لطیف ملایم بهاریِ خاکی و دودی!! شده وارد اتاقم بشه.من دلم نمیخواد توی اتاقم صدای ماشین،موتور،دوچرخه یا صدای پچ پچ دختر پسرای جوون،یا بچه های سه چهار ساله که با بابا و مامانشون اومدن گردش،بشنوم.دلم نمی خواد اونا هم صدای ترانه ها و آهنگ هایی که گوش میدم رو بشنون.من دلم سر و صدای پسر بچه های شیطونی که از مدرسه برمیگردن رو نمی خواد.من دلم دیدن ماه و ستاره هایی رو که با ساختمون رورویی پوشیده شدن، رو نمی خواد.من دلم حریم خصوصی رو می خواد.دلم سکوت رو می خواد.دلم اتاق دنج می خواد.پس لطفا اینقدر نیاین توی اتاق من،و پنجره اش رو چهار طاق باز بذارین....

***یکی از مزیتهایی که بلاگ اسکای داره اینه که وقتی برای وبلاگی کامنت بذاری،توسط صاحب بلاگ،اون کامنت باید تایید بشه تا روی بلاگ نمایش داده بشه.راستشو بخوای من خیلی عذاب وجدان میگیرم وقتی جایی کامنت میذارم و خودش ثبت میشه،بدون اینکه صاحب بلاگ بتونه اون رو ثبت یا حذف کنه.یه جوری احساس میکنم طرف باید زورکی پذیرای نظرات گوهر بار من باشه!!!!!!!

***ببین،درسته که تیم ایران فقط سه دفعه تجربه حضور در جام جهانی رو داشت.درسته که پرتغال و مکزیک خیلی بیشتر تجربه داشتن و اینا.ولی همه اینا دلیل نمیشه ایران اینقدر مفتضاحانه ببازه.چطور کره میتونه از فرانسه مساوی بگیره.اما ایران باید اولین تیم آسیایی حذف شده باشه.اگه ایران هر دو بازیشو با اختلاف دو گل باخت،بخاطر بی تجربگیش نبود،بخاطر بی عرضگیش بود.بخاطر مربی سطح پایینش بود(همه خوب یادشون میاد برانکو کمک مربیِ مربی ای بود که حتی نتونست ایران رو به جام جهانی برسونه).این مربی اونقدر بی لیاقت بود که نتونست تیمو به اون قدرت جسمانی برسونه که بتونن حداقل نود دقیقه بدوَن(توجه دارین که از 5 گل خورده ایران،4 تاش،تقریبا 15 دقیقه پایانی بازی بود).حالا تکنیک و تاکتیک که دیگه پیشکش همه.و البته بی لیاقتی بازیکنای تیم که دیگه جای خود داره.(بازم توجه داشته باشین که ما دو تا از گلها رو از روی اشتباهات فردی بازیکنان خوردیم).در ضمن من هر چقدر هم که دلم بخواد ایراد میگیرم و نظر میدم،چون اون تیمی که مفتضحانه حذف شد،تیم کشور من بود نه کشور همسایه!!!!! دلم هم نمی خواد هر اتفاقی که روی میده قانع باشم و فقط بگم تیم ما تجربه نداشت.دلم میخواد بگم تیم ما علاوه بر تجربه،عرضه هم نداشت،لیاقت هم نداشت.این تیم حتی غیرت ملی هم نداشت. این تیم هیچی نداشت...