-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 2 تیرماه سال 1387 18:29
بررسی های اخیر وجود بیماری کشف نشده ای را نشان می دهد که اکثر مواقع در خوابگاه دختران رواج دارد.این بیماری اگرچه واگیردار نبوده اما همه گیر می باشد. و علائم اولیه خود را با گفتن این جمله نشان می دهد:"هیشکی منو دوست نداره!".بررسی های بیشتر نشان می دهد که این بیماری در فصل امتحانات فراگیرتر بوده و احتمال آن می رود که پس...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 29 خردادماه سال 1387 19:43
رسما جیققققق!!!!!
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 26 خردادماه سال 1387 18:43
سه بار یه کامنتی رو میذارم.بعد هی پاک میکنم.تصحیح میکنم.بعد دوباره پاک میکنم.آخرشم منصرف میشم از گذاشتنش!!! پیوست:خب تو یه معمایی فعلا.دلم نمی خواد کشف بشی زودتر از موعد!!!
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 23 خردادماه سال 1387 18:11
کلا پوستر بازی خیلی کیف دارد.مخصوصا اگه پوسترت ،به عنوان پوستر تاپ انتخاب بشه!
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 17 خردادماه سال 1387 22:47
در بهار این کوچه چه قدر گم شده باشم و پیدا نشده باشم خوب است؟ در پاییز این خیابان چه قدر نتوانسته باشم آوازهایم را از باد پس بگیرم خوب است؟ وچه قدر شعر هایم را در این خانه - همین خانه – پای همین خرمالوها چال کرده باشم خوب است؟ به گمانم می شد فقیرترین باغ ها را دو بار و هر بار هفت پاییز با آنان چراغانی کرد وبیش از این...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 17 خردادماه سال 1387 01:14
ساعت ۱۲:۵۸ .خوابم میاد و نمیاد.انگار که مرض باشه که شبا تا ۲ بیدار بمونم.حالا خوابم بیاد یا نیاد.یه تیکه از ترجمه ی سمینارم مونده.نمی فهممش و شده آینه ی دقم!!تصویرهام هم شماره ندارن!!!استاده اولین ایرادی که بگیره،همینه.امروز رفتیم خونه پسرخالهه،فقط محض اینکه من تو این یه هفته بیرون رفته باشم!!!اما نه!دیشبم تنهایی رفتم...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 15 خردادماه سال 1387 20:50
به ما که رسید،آسمون تپید!!!
-
اگه منو وقتی ۱۵ سالم بود به زور شوهر داده بودن....
یکشنبه 12 خردادماه سال 1387 16:38
اگه منو وقتی ۱۵ سالم بود به زور شوهر داده بودن،لابد شوهرم یه بچه مایه دار بوده،در آستانه ی اینکه مخشو بزنن و بچه منحرف بشه!!!بعد مامان باباهه به صرافت میفتن که بچه شون سر و سامون بگیره!!!!!...تا بخودم بجنبم ببینم چی به چیه،می بینم یه بچه دارم!!!!!اما خب،خر که نیستم.بالاخره دستم میاد چی به چیه!!شوهره از اون ادمای هیز...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 8 خردادماه سال 1387 14:51
ظاهرا دارم میرم زیر تریلی ای،چیزی!!بهم میگه:فیروزه،مواظب باش !... فیروزه!!!این اسم اصلا اصلا بهم نمیاد.فیروزه ریز نقش و ظریف نقشه.چشمای مشکی داره،با ابروی کمونی مشکی.دماغ کوچولو.اصلا شاید دماغشو عمل کرده.خط چشم آبی سورمه ای میکشه.با سایه آبی نقره ای.موهای صاف مشکی داره که کوتاهشون کرده و ریخته تشون روی صورتش.مانتوی...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 2 خردادماه سال 1387 21:23
آدم آخرش هم نمی فهمه این کی ناراحت میشه،کی نمیشه!!!کی داره شوخی میکنه،کی نه!!!!!!!!!! هی هم الکی آدمو تو عذاب وجدان می ندازه!!!!! پیوست اول:یقینا ناراحت نیستم!در واقع از این حرفا نداریم!!!(شایدم فقط من نداشته باشم!) پیوست آخر:کامنت دونی هم نداریم!!!!
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1387 19:06
اون مقاله ی گاگولتون بخوره تو سرتون!!!
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1387 23:00
خب مرتیکه ی احمق،تو که اینهمه شر و ور گفته بودی،می مردی اینم می گفتی که شبکه اش چه کوفتیه!!!
-
دلقک دیدی؟اون منم!
دوشنبه 23 اردیبهشتماه سال 1387 22:42
من باید چیزی شبیه دلقک باشم.اومممم،شاید هم مجسمه.اسم مدرنش احتمالا مانکن می شود ولی به نظرم بیشتر شبیه ویترینم.نه،به ویترین ها نمی گویند اخلاق سگ نداشته باشند و کمی لبخند بزنند.به احتمال قوی،من چیزی شبیه دلقکم!
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 21 اردیبهشتماه سال 1387 00:32
اولا که من از اولشم گفتم آدم بزرگا کمتر زر زر می کنن!!!(البته فقط تو دنیای بلاگها وگرنه که تو دنیای واقعی چرت و پرت گفتنشون زیادترم میشه ) امروز موها مو اینجوری بستم.مث جودی هوممممم.واقعیت اینه که تو این مدت که تو خوابگاه زندونی شده بودم ،فقط ارتباطم با بعضی دوستای مجازیم باعث خفه نشدنم، شد!این واسه اون دوست مجازیم...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 11 اردیبهشتماه سال 1387 21:30
هومممممممممممم!!!!!!!! پیوست:برای خالی نبودن عریضه!!!!
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 9 اردیبهشتماه سال 1387 22:03
توصیه من به جوون ها
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 3 اردیبهشتماه سال 1387 14:27
الان تند تند دارم با یه دوست می چتم.چت و پست نوشتن هول هولی تو کافی نت،بسی باحال می باشد!!! پیوست:به جان خودمان ما الکی لحنمان این مدلی گردیده!!و اصلاهیچ قصد و غرضی در آن نمی باشد!
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 29 فروردینماه سال 1387 14:07
چرا هیشکی ازم نمی پرسه زنده ام یا مرده!!!!! پیوست:آره خب.لطف کرده اس ام اس زده که :امیدوارم خوب باشی...انگار که نمی تونم مثلا بد باشم.یا اصلا حق ندارم که حال منم بد باشه.یا انگار که وظیفه ی منه که همیشه خوب باشم. پیوست دوم:اینا رو می نویسم چون اون عمرا اینجا رو بخونه. پیوست سوم:دلم برای قبلنای همه چی و همه کی تنگ شده!
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 19 فروردینماه سال 1387 20:01
آخرش افسردگی می گیریم.ببین اینجا کجاست!!
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 11 فروردینماه سال 1387 00:13
نه جانم.این عید به اینهمه مشقش نمی ارزید!!!صد رحمت به پیک شادی ضد حال دوران کودکی!!نق زدنمان می آید بسی،اما حال و حوصله و سر و چشمش را نداریم.لحنمان هم بر اثر خواندن هیچ شاهکار ادبی ای این مدلی نگردیده است.خودش میلش آمد که بدین گونه بگردد!!
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 5 فروردینماه سال 1387 12:42
بصورت کاملا تصادفی به این سایت بر خوردم!به طور خلاصه نوشته که گوگل می خواد از این به بعد در کنار Persian Gulf از Arabian G ulf هم استفاده کنه!!!سوال اینه؟ ?Should Google remove the Arabian G ulf label و بعضی جواب ها بامزه ست: Dear GuoGel, Persian Gulf is correct* How about renaming the Michigan Lake to Canadian Lake*...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 29 اسفندماه سال 1386 22:35
عیدتون مبارک!
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 26 اسفندماه سال 1386 12:38
والا من موندم این آقای وزیر کشور این ۶۰ درصد واجد شرایط که رای دادن رو از کجا کشفیدن،چون ما هر چه گشتیم،رای داده،یافت می نشد! ******** می بینی،حرفهای بزرگونه میزنم.هنوزم بهم میگن شخصیت بیبی(baby)دارم.اما خودم می فهمم،خودم حس می کنم،دارم بزرگ می شم.دارم آدم بزرگ می شم.دارم پوست می ندازم،پوست آدم بزرگا!بخاطر همینه که...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 20 اسفندماه سال 1386 20:57
خسته شددددددددددددددددددمممممممممممممممممممممممممممممممممممم اممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم.
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 12 اسفندماه سال 1386 22:41
قد بلندی داره،با اندام تقریبا باریک.چشم و ابرو مشکی،موهای گاه بلند،گاه کوتاه مشکی و دندونای ردیف سفید.و انگشت های باریک و بلند.یه مغازه داره،واقعا اسمش مغازه است.اما انتهاش یه اتاق کوچولو هم داره.اونجا نقاشی میکنه.اگه نقاشی نکنه،معلوم میشه اون اتاق پر تابلو هستش و جایی واسه نقاشی نداره.مهربونه.اجازه میده ساعت ها تو...
-
واژگون شده جام
یکشنبه 12 اسفندماه سال 1386 09:18
نه عاقلی به کمالم،نه جاهلی به تمامم نه این،نه آن،نه جز اینم،در این میانه کدامم؟ هدایت از که بجویم،بصیرت از که بخواهم که بوف کور تغافل نشسته بر سر بامم تمام عمر دویدم،به مقصدی که نرسیدم چه کارها که در آخر،بمانده نیمه تمامم شروع های درخشان،بدون نقطه ی پایان شبیه مطلع نابی،بدون حسن ختامم شراب لطف تو باران،به کوه و دشت و...
-
برای دوستی که گه گاه حالم را می پرسد
پنجشنبه 9 اسفندماه سال 1386 21:32
خونه ام،اما بازم حوصله ندارم!
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 4 اسفندماه سال 1386 13:20
بنده زنده تشریف دارم،حالمان هم بسی!خوب می باشد!اصلا هم بی اینترنتی نمی کشیم!اصلا هم دلمان برای دنیای مجازی تنگ نشده!حتی یه ذره هم دل تنگ دوستان مجازیمان نشده ایم!و کلا همه چی در امن و امان است و بروید همگی خوش باشید!
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 25 بهمنماه سال 1386 13:50
میشه با سرنوشت جنگید؟ میشه با سرنوشت جنگید؟ میشه با سرنوشت جنگید؟ میشه با سرنوشت جنگید؟ میشه؟ میشه با سرنوشت جنگید؟ میشه با سرنوشت جنگید؟ میشه با سرنوشت جنگید؟ پیوست:شاید بشه،اما من دیگه نای مبارزه رو ندارم. می خوام دستامو بگیرم بالا و تسلیم شم. می خوام به سرنوشت تن بدم. ***** باید دوازده باشه.هم اتاقی هام نیستن.پس...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 بهمنماه سال 1386 23:42
باور می کنی من از ۳۶۵ روز سال ۷۶ ،خاطرات ۳۶۰ روزش رو نوشته باشم!!!!!!من خودمم باور نمی کنم!بیشترشون شرح شیطونی های توی مدرسه امه!از ۳۶۵ روزش هم باور کن اقل کم ۳۰۰ روزش رو یه امتحانی،چیزی داشتیم!!تک تک امتحانایی که داشتمو نوشتم،با چه خط خرچنگ قورباغه ای هم!!!!بعضی وقتا نمی تونم بفهمم چی نوشتم بسکه بد خط نوشتم!اون قدیما...