-
اون قلباش دل منو برده!!!
یکشنبه 25 بهمنماه سال 1388 02:21
اینم خوبه!!! یه جورایی اینم با روحیم سازگاره انگار(مخصوصا اون پنجرهه!)!!! فقط کامنت دونیش بد جوری با قالبه سِته!!!!!!!!!! پیوست: کلا خوشحال میزنم واسه خودم!!!
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 24 بهمنماه سال 1388 12:14
یک جور سادیسم، جنون خود مطرح گرایی، یک جور کرم ناآرام بد ذات، اندرون وجودش وجود دارد انگار!!! پیوست: چه راحت می شود حکم داد گاهی! پیوست دوم: چه می شود آنوقت؟!
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 22 بهمنماه سال 1388 12:49
صبح که چشم باز کردمو یه نگاه به موبایلم انداختم، دیدم وزارت اطلاعات نصفه شبی یه اس ام اس زده که روز 22 بهن روز شناسایی فتنه گرانه!! به شماره 113 اطلاع رسانی کنید!!!! من هم از صبح نشستم فکر می کنم که کیو معرفی کنم که از شرش خلاص بشم! اولش ذهنم میره به سمت مدیر گروهمون که گریه ی منو درآورده، اما با خودم می گم گناه داره...
-
تلنگر
دوشنبه 19 بهمنماه سال 1388 12:26
این همه خفه شدن، مدت هاست از آستانه ی من گذشته. دیگر راهی باقی نیست، باید بروم نقاشی های آقای نقاش را ببینم. رنگ را، حرکت را، موج را، شتاب را، رهایی را، ایهام را. یا حتی بروم خودش را ببینم.به اش بگویم برایم تار بزند. و ببینم انگشتان کشیده ی بلندش را، چشمان سیاهش را که جابجا میشود روی انگشتانش و برق می زند هنگام...
-
زمستانه
جمعه 16 بهمنماه سال 1388 23:02
الان شده مثل خودم: "خیلی کمرنگ و بی حال" پیوست: با تشکر از دوست خوبم بابت تشخیص بدون نقصشون!
-
میل رفتن در حد و حدود خط فقر
جمعه 16 بهمنماه سال 1388 11:06
عمیقا نیاز دارم،یکی بیاد این چند روز باقی مونده رو، هولم بده جلو! پیوست: گاهی نمی فهمم این بریدن یکباره یعنی چه؟! اینکه یهو انگیزهه تموم میشه و یه قطره اش هم باقی نمی مونه، اونم تو بدترین زمان ممکن! این جور موقع ها، یه صندلی میارم میذارم وسط جاده، دستمو میذارم زیر چونم، به راهی که بافی مونده نگاه می کنم و هی حرص می...
-
پرواز را بخاطر بسپار
سهشنبه 13 بهمنماه سال 1388 22:54
من جهش کرده ام. من آن چند پله ی پایینی را قدم به قدم بالا نیامده ام، بلکه پریده امشان! اینجا نفس کشیدن راحت تر است...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 13 بهمنماه سال 1388 00:22
من تحریمم.در واقع من خودم خودم را تحریم کرده ام. من مطلقا نگاهی به رسانه ملی نمی اندازم، حتی مطلقا نگاهی به رسانه ی غیر ملی هم نمی اندازم! من خودم را از روزنامه ها تحریم کرده ام، اگر از بی حوصلگی هم بمیرم، حتی خدای نکرده نیم نگاهی هم به روزنامه های داخل هواپیما یا قطار نمی اندازم. به غیر از دو یا سه تا وبلاگ که تویش...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 8 بهمنماه سال 1388 10:13
من قادر به پروازم، اسقف "خیاط چنین گفت" بنگر و او با بال گونه ای بسوی سقف پهن کلیسا به پرواز در آمد *** اسقف به راه خود ادامه داد – این دروغی بیش نیست. انسان پرنده نیست. هرگز هیچ کس نخواهد پرید. "اسقف به خیاط چنین گفت" *** – خیاط درگذشت "مردم به اسقف چنین گفتند" و این راست بود بال ها در...
-
دل من با دل او همراه است یا دل او به دل من بند است؟!
دوشنبه 5 بهمنماه سال 1388 10:39
یک جورهایی من را افسردگی پیش از پیشامد، پیش آمده! پیوست: شاید هم این اشتباه باشد! این دل من است که با دل او همراه است! یکی به این آسمان لعنتی بگوید دلش باز شود!
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 20 دیماه سال 1388 22:14
نه! با این نوشته ای که آدم می خواند و با این وضع حال و روحیه ای که من امروز داشتم، درس خواندنم که هیچ، کلا هیچی ام نمی آید! پیوست: جدا وقتی آدم هیچی اش نمی آید، چه غلطی باید بکند؟!! لعنتی هوا هم سرد است، آدم نمی تواند الکی برود توی بالکن بنشیند حتی!
-
همذات پنداری با آندره آس
یکشنبه 20 دیماه سال 1388 12:46
این روزها،که روزها کم می آید، ساعت ها کم می آید، ثانیه ها کم می آید. این روزها که غم کم می آید، شادی کم می آید، حرفها کم می آید، روابط کم می آید، دوست داشتن ها کم می آید،زندگی کم می آید... پیوست:این روزها که روزها کم می اید، زمان کم می آید، زندگی کم می آید، دوست داشتن کم می آید، تو هم کم می آیی. تو را هم کم می آورم!...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 12 دیماه سال 1388 16:23
اگر می خواهید حتی از نرم هم نرمتر می شوم مرد نه ابری شلوار پوش می شوم. پیوست : ارجاع به پیوست پست قبل...
-
عقل یاقوتت اما نمی ارزد به پشیز گدایان
پنجشنبه 10 دیماه سال 1388 10:42
می آیی عنق تر از عنق می گزی پوست گوزنِ دستکشت را می گویی: راستی خبر داری؟ دارم شوهر می کنم بکن! به درک! خیال می کنی از پا در می آیم؟ چه باک! ببین آرامم آرام تر از نبض یک مرده یادت رفته چه می گفتی؟ جک لندن پول عشق ماجراجویی من اما می دیدم تو ژوکوند بودی تو را باید می ربودند تو را ربودند از نو عاشق باز روشن خواهم کرد خم...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 6 دیماه سال 1388 19:20
واااااااااایییییییییییییی!!! روانی اند اینهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!! حالا که رفته ایم در بلاگر نوشته ایم، آنجا را فیلتر کرده اند، عوضش بلاگ اسکای را از فیلتر در آورده اند!!!!!! کل سیستُم فیلتر شکن را هم که به ... فرستاده اند!!! این بلاگ اسکای از آن آدمک ها که موی کله اش را هی می کند، ندارد؟؟؟؟؟!!!...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 22 آذرماه سال 1388 15:23
اولش که این شعار نویسی ها در دانشگاه و خوابگاه شروع شد، هفته ای یکبار آمدند و شعارها را پاک کردند. یک مدتی که گذشت، دیدم شعارها هستند اما دیگر کسی نمی آید شعارها را پاک کند. این است که دانشجوها حوصله شان سر رفت که چرا هیچکی نمی اید شعارها را پاک کند که شعار تازه بنویسند! این شد که یک روز که به گشت و گذار در خوابگاه...
-
ردپاهای شلوغ
شنبه 21 آذرماه سال 1388 23:16
رد پاهایت را قاب کرده ام و چسبانده ام شان به دیوار. روزها و شب ها مرور می کنم رد پاهایت را، و دوستشان می دارم چون آواز شلوغ گنجشکانِ صبحگاهان که می گویند: صبح بخیر باز یک روز زیبا
-
پاییز رد پا
جمعه 20 آذرماه سال 1388 23:21
رد پاهایت زیر انبوهی از برگ های پاییزی گم شده اند. و من خسته و ناامید گه گاه، با احتیاط، یکی یکی برگ ها را از روی زمین کنار می زنم ...
-
کای محبوب بی همتا
پنجشنبه 19 آذرماه سال 1388 19:43
هیچ وقت برای رسیدن به هدفی ارزشمند نباید بیش از حد از روح و ذهن سرمایه گذاشت، که رنج و سختی ای که برای رسیدن به اون هدف متحمل می شی، در دراز مدت باعث میشه که اون هدف از ارزشش بیفته چون روحتو کدر کرده و ذهنتو خسته. گاهی شاید لازمه رهاش کنی. گاهی شاید لازمه که به آرمانت حتی جفا کنی... پیوست بی ربط: ... ولی مجنون نخواهد...
-
رد پاهای درون صندوقچه ام
چهارشنبه 18 آذرماه سال 1388 11:47
سرخوشم برای خودم! چهار زانو نشسته ام روبروی وزش تند روزگار، دستم را گذاشته ام زیر چانه ام و می گویم: روزی باد همه ما را خواهد برد! چه کاری است که آدم مقاومت کند.بگذار که ببرد... پیوست: عنوان کاملا بی ربط است.
-
رد پا
دوشنبه 16 آذرماه سال 1388 16:02
یک دفترچه ی کوچک هست،نه خیلی کوچک.فقط کوچک. تویش یک سری نوشته ی کوچک است، شعر کوچک، حرف نگفته ی کوچک، میان صفحات نازک رنگی کوچک. از یک آدم که گاهی، جایی، چند حرف کوچک دارد... پیوست: داشتنش احساس خوبی دارد. پیوست بی ربط: صدای بارون میاد. وقتی صدای بارون میاد دیگه نمیشه درس خوند، فقط میشه گوش داد...
-
مونالیزای اصیل
جمعه 13 آذرماه سال 1388 20:30
عبور باید کرد. پیوست: با تشکر ویژه از سهراب سپهری و لئوناردو داوینچی... پیوست بی ربط: نداریم!
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 13 آذرماه سال 1388 18:02
وسط تابستان هم می شود که پاهایت سردش بشود، دیگر چه برسد به پاییز و چله ی زمستان!! گاهی حتی وقتی از گرما یک تاپ شلوارک به تن داری، پاهایت سردش می شود. دستانت اما همیشه گرمند،همیشه. گرم و خراش برداشته! نمی خواهم از دست ها بگویم اما، وقتی آنی سردشان می شود پاهایت، اولین نجات دهنده دستهایت هستند. اما همیشه،همیشه ی همیشه،...
-
مونالیزا با سبیل
سهشنبه 10 آذرماه سال 1388 10:53
دچار "نباید" شد! پیوست: با تشکر ویژه از سهراب سپهری و مارسل دوشان... پیوست بی ربط: نه ملت را خر تصور کرده اند که دو روز قبل و بعد از 16 آذر و 18 تیر را، در خوابگاه به سم پاشی مشغول می شوند و کل سیستم را می فرستند خانه شان!!!
-
هر چه به تو نزدیک تر، آسمان طلایی تر
جمعه 6 آذرماه سال 1388 13:04
تو چون خورشیدی، فقط با میلیون ها سال نوری فاصله، می توان تحملت کرد!
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 5 آذرماه سال 1388 01:02
عجب بیشعوریه این آنتی فیلترا!!! همین دو ساعت پیش پست جدید منو با کمال وقاحت قورت داد!! الان باز داره درست عمل میکنه!!!بیشعور!!
-
یک پیاده روی طولانی و یک کافی نت دنج خالی و یک غرغر پنهانی
چهارشنبه 4 آذرماه سال 1388 14:18
یک نی به چه درازی را گذاشته اند در یک جام مشروب خوری پایه بلند. آخر توی کدام مملکت آب سیبش را در یک هتل بکش مرگ ما،در یک جام مشروب خوری پایه بلند با یک نی دراز می خورند؟!!! حالا آن نی دراز را شاید بشود کاریش کرد که آن شاهزاده ی سوار بر اسب سفید روده دراز را هیچ نمی شود کاریش کرد،هیچ!فقط کم مانده قسم حضرت عباس برایم...
-
امپرسیون
پنجشنبه 28 آبانماه سال 1388 00:04
آسمان با دل من همراه است هم صدا با دل من می گرید هم نوا با دل من می گیرد روزی خواهد آمد نرم خواهد رقصید خورشید پرتلالو، روشن، گرم در میان اسمانی پاک و سپید من ولی روی زمین دست در پرتو او داد خواهم زد آی خورشید، خورشید دل من با دل تو همراه است. پیوست: ظاهرا من به سختی می تونم اینجا رفت و امد کنم، ناچارا مدتی کم رنگ...
-
نقد دوستان
چهارشنبه 27 آبانماه سال 1388 13:52
این U را که نن جون کروبی هم می شناسد! وقتی انسان می گوید آنتی قیلتر، منظور چیزی غیر از آن است!!! پیوست: به هر حال ممنون ار دوستان.مشکل حل شد. پیوست نقد از خود: این قضیه خود آن ضرب المثل است که می گوید: همسایه ها یاری کنید تا من شوهرداری کنم!!!!! والا!
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 آبانماه سال 1388 19:33
بلاگ اسکای رو فیلتر کردن؟!!!!!!!!!!!! تو روحتووووووووووووووووووووووووووووووووون! پیوست: کوفت! درد! مرض! زهرمااااااار! برین بمیرین اصلا!