| |
| سه شنبه 26 فروردین ماه سال 1382 |
|
سلام من فکر کنم از این به بعد هر روز اینجا بنویسم.دو روز پیش هم که ننوشتم به خاطر این بود که کامبٍوترم یه قاط کوچیک زده بود و من و دوستم هم حس مهندس بودنمون گل کرده بود و به این فکر افتادیم که چرا یکی دیگه و چرا ما نه ؟ بلاخره خلاصه اینکه به جون کامپیوتر افتادیم و آخرش هم منفجرش کردیم.بعدش هم دست از پا دراز تر بردیمش یه شرکت کامپیتری تا یه مهندس برق درستش کنه. من نمیدونم اگه ما دانشجو های کا مپیوتر نبودیم و این همه هم اعتماد به نفس هم نداشتیم این مهندس های برق و صنایع چه جوری نون در میوردن و تازه کلی هم پولدار میشدن.تازه فکرش رو بکنید ماها چقدر ایجاد شغل میکنیم.خداییش ما مفید تر اونا نیستیم؟ |
|
|