| |
| جمعه 29 فروردین ماه سال 1382 |
|
-۱این دو تا مطلب قبلیه من کوش؟آی دزد....آی سرقت مسلحانه... -۲همه چیز تو زندگی من قاطه؛خودم قاطم؛ذهنم قاطه؛پوست صورتم قاطه؛کامپیوترم قاطه؛جزوهّ سیستم عاملم قاطه؛استادشم که دیگه حسابی قاطه. -۳ مامانم باخاله جونشون رفتن مهمونی بازیو گفتن ناهار خودتون می دونید و بابا جونتون و بابا جونمون هم رفته خونهّ مامان جونشون و من موندم و خواهر جونم و دل گشنشون. -۴از بس ماهی کوچولوی زشتم تو تنگش بارون ندید منم رفتم با آبکش براش بارون مصنوعی درست کردم. -۵من نمیدونم چرا هر وقت امتحان دارم دلم می خواد از اول تا اخر هشت کتاب سهراب رو بخونم. -۶تو رو خدا ببینید تو جزوهّ سیستم عاملم چی نوشتم:((در این سیاست اولویت بر اساس سطح است))اینجا هم اولویت بندی اینجا هم تبعیض!!! |
|
|