| |
| شنبه 27 اردیبهشت ماه سال 1382 |
|
داغون داغونم؛خیلی…انگار هر چی پروژه و درس و مشق تو دنیاست ریختن رو سر من من واقعا کم آوردم هم روحی ؛هم جسمی.اونیکه صبح پا میشه میره دانشگاه من نیستم؛یه جسد متحرکه.اونیکه از دانشگاه بر میگرده من نیستم:یه پینوکیو هستش که دستاش آویزونه… از هر چی الگوریتم تو دنیاست بدم میاد؛از بهینه کردنشون بیشتر بدم میاد.از هر چی درخت و استراتژی و جستجوی عمقی و سطحی و کوفت وزهرمار و… بدم میاد. اصلا روح من با این درس های مزخرف خشن سازگار نیست.باید برم سهراب بخونم؛باید برم…
|
|
|