|
1-من نمیدونم این مورچه ها چه جوری از اتاق من سر در میارن!!!!!!!!هر چی من چشام رو قلمبه کردم و دنبال یه ذره مواد غذایی گشتم و هی دنبال این چهار تا مورچه راه افتادم که خونه ای،لونه ای،سر نخی،چیزی.. پیدا کنم،نشد که نشد...
2-تمام هارد من کپی شده روی هارد زهره،تمام هارد زهره هم کپی شده روی هارد من.البته اشتباه نشه ها،اینا اصلاً سهوی نبوده،بلکه خیلی هم عمدنکی بوده...
3-کیا گزارش کارآموزی شون رو نوشتن؟؟هر کی نوشته خیلی بچه ی خرخون و مثبتیه!!!بنده اعلام میکنم که بهش دست نزدم....اوهوم...
3-وای وای وای وای،مشقای خطمم ننوشتم.حالا این پسره شاسکول(باز که بی ادب شدی،تو آدم نمیشی)میاد میگه:طول تابستون چه غلطی میکردی...به نظر شما،من چه جوابی باید بدم که دندان شکن باشه؟؟؟....بیچاره،هنوز هیچی نشده میخوام حالشو بگیرم(از بس که من واردم و اونم که همش کم میاره..آره جون عمه ام...)
4-بابا این مرجان،کمبود خواب برام میاره،مگه میذاره من دو دقیقه بخوابم...
5-کامپیوتر من،بر اثر مهندسی های اینجانب می هنگد.لطفاًً دست بزنید،سوت فراموش نشود........
6- من میخوام،خودم تهِ حوضمون رو رنگ بزنم،نصفش آبی،نصف دیگه اش صورتی یا عنابی.اما بابا میگه:بچه،این کارا،کار تو نیست.انگار که من شَلم.اصلاٌ سعی نمیکنن منو درک کنن.آخرش هم عقده ای میشم و باید برم رنگ زن بشم... |