مجموعه دروغها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 29 مهر ماه سال 1382

همه چی خوبه...همه چی آرومه...
امروز صبح کنار حوض حیاطمون نشستم و به جیک جیک گنجشکا گوش دادم.بعدشم یه دسته گل سفید و یاسی چیدم و گذاشتم توی اتاقم.یه موسیقی سنتی آروم و تاب خوردن من روی صندلیم.چشمام رو بستم و سهراب خوندم،برای آرامشم:
صدا کن مرا
صدای تو خوب است.
صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن میروید.
....
دارم به این فکر میکنم اونایی که سهراب نمی خونن،اونایی که موسیقی سنتی دوست ندارن
،اونایی که باغچه شون گل های سفید و یاسی نداره،اونایی که به جای گنجشک،کلاغ دارن،اونایی که یه روز در هفته تعطیل نیستن....نمی تونن یه روز آروم داشته باشن؟؟؟؟
شایدم اصلاً با این جور چیزا آروم نمیشن.شاید ویراژ دادن تو خیابونا براشون خوشایند باشه.یا ولگردی توی پاساژ ها...یا گوش دادن به آهنگ های جیس جیس...
اصلا مگه من وکیل وصی مردمم،خب اونا اون طوری خوشن.تو مشکلی داری،آهان میخوای براشون دل بسوزونی...بگی:آخی،نازی،الهی بمیرم براشون،چقدر نفهمن،چقدر ابلهن.......

من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشیار است!
نکند اندوهی سر رسد از پس کوه...
زندگی خالی نیست:
مهربانی هست،سیب هست،ایمان هست.
آری
تا شقایق هست،زندگی باید کرد.
....
سهراب
 
اینو گذاشتم اینجا؛چون به دیدنش معتاد شدم.وابستگی زیادم به این عکس باعث شد نتونم ندیدنش رو توی وبم تحمل کنم.میدونم مسخره ست.ولی شما که نمیدونین اگه من قرار باشه چیزی رو دوست داشته باشم؛چه جوری دوست دارم....بماند


عناوین آخرین یادداشت ها
دوستان
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 113995