|
من؟ من حالم خیلی خوبه!!! اصلاً هم سرم درد نمیکنه که... اصلاً هم هیچ کس صبح تا شب بهم نگفت چهرت اَخمه که... اصلاً هم صبح کله سحر مامانم دعوام نکرد که... اصلاً هم کلاس جبرانی اول صبحمون کنسل نشد که... اصلاً هم استاده سر کارمون نذاشته بود که.... اصلاً هم من و دوست جون عصبانی نشدیم که... اصلاً هم بعدش عین معیوب العقل ها برنگشتیم خونه که.... اصلاً هم عین خل ها،ظهر دوباره برنگشتیم دانشگاه که... اصلاً هم نگران نیستم که... اصلاً هم درس نخونده ندارم که،مخصوصاً ریز و معماری... اصلاً هم شونصد تا پروژه ندارم که... اصلاً هم کنفرانس نباید بدم که.... اصلاً هم سرم درد نمیکنه که... اصلاً هم دو تا استامینوفن ننداختم بالا که.... اصلاً هم دپرس نیستم.... اصلاً هم این نوشته ام از نوشته ایشون تاثیر نپذیرفته که...... گفتم که:الان کلی بشاش و سرحالم.... ................................................................................ تنها اتفاق خوشایند و شیرینی که امشب افتاد اینه که دوست جون با من آشتی شد...اطمینان داشتم که امکان نداره دو تا دختر نتونن مشکلاتشون رو با هم حل نکنن و با هم کنار نیان.... ممنون مریم جونم...
|