|
امروز تلخ شده بودم،تلخ و سرد،سرد و سخت...یه آدم کدر...وحشتناک بود.وقتی با یکی حرف میزدم،طرفم یخ میزد،یخ...آره امروز کوه یخی شده بودم.و حرفهای تلخ میزدم.و سعی نکردم بفهمم چه آدم غیر قابل تحملی شدم.گناه بقیه چیه که باید یخ بزنن؟؟؟ "ماه بالای سر آبادی است،" "اهل آبادی در خواب." ... "یادم من باشد،هر چه پروانه که می افتد در آب،زود از آب درآرم." "یاد من باشد کاری نکنم،که به قانون زمین بر بخورد." یاد من باشد فردا،لبخند های دروغین بزنم. یاد من باشد،حرفهای گزنده نزنم. یاد من باشد،بگویم زندگی زیباست. یاد من باشد فردا،همه را گول بزنم. یاد من باش فردا،کلاه گشادی به سرم بگذارم. یاد من باشد فردا،پنهان بشوم. "یاد من باشد تنها هستم." "ماه بالای سر تنهایی است." .......................... لابد میدونید که جمله های داخلِ " " مال سهراب هستن و جملات بدون " " خزعبلات خودمن.نمیخوام کسی فکر کنه چرت و پرت های من جز شعر سهرابه... |