|
زنده است.شاید اگه سه ماه پیش اینو میفهمیدم،خوشحال میشدم.ولی دیشب هیچ احساس خاصی نسبت به این که حالش خوبه،پیدا نکردم.....چند روز پیش گفتم:اتفاقات عادی میشن ولی فراموش هرگز...حالا میگم:اتفاقات فراموش نمیشن ولی عادی چرا........ ................................................ مسخره است،اما واقعیت اینه که همه ی ما محکوم به زندگی کردنیم و بعدشم محکوم به مرگ.و راه دومی وجود نداره.یه مرگ اجباری به همراه یه زندگیِ اجباری تر... هِی...تویی که این اَلم شنگه رو راه انداختی،تو دِه شما ظاهراً اسمش اختیاره،اما شخصیت محترم،دوره زمونه عوض شده،چون الان دیگه اسم اینا جبره،جبر....حالا بیا و درستش کن... .............................................. نیستی!!دلم واست تنگ شده.میشه لطفاً با نبودنت برام عادی نشی...... .............................................. «این قلب من است که در خیابانهای بی نام در سینه ام چلاق میرود. باید توجه کرد چراغ های قرمز بی جهت جریمه ام می کنند.» «باز هم میگویم این اشک نیست این جا ما عادت کرده ایم هر روز پیاز خورد کنیم!» "شهرام بهمنی" |