پنجشنبه 30 بهمن ماه سال 1382

بعد از کلی بررسی و جستجو و فضولی و مشاوره و بالاخره نتیجه گیری،به دو نتیجه کلی رسیدیم که باید پیرو نوشته قبل به حضور شما هم میرساندیم.
نتیجه گیری اول:چه رأی دادن،چه رأی ندادن،هیچ کدام مثمر ثمر نخواهد بود....
نتیجه گیری دوم:به قول ایشون:ما در طول تاریخ همواره خاک بر سر بوده ایم و کاریشم نمی شود کرد.....
اصل اول و آخر:هیچ وقت برای ترغیب مردم به انجام کاری،برای اون تبلیغ نکنید.....تعجب میکنم که همه این اصل رو میدونن،اما به اون یه ذره هم عمل نمیکنن....
بنده از اینجا اعلام میدارم که پای خود را از سیاست و سیاست بازی کنار میکشم.باشد که پروردگار به همگان شفا دهاد....

بعد از اون همه گیج و ویجی که زدی تا به یه نقطه عطفی برسی،خوردن چایی با طعم توت فرنگی خیلی میچسبه...

میدونی عزیزم،به خاطر همین اصله هست که تا حالا خفه خون گرفتم و هیچی نمیپرسم.آخه میترسم رم کنی و فرتی خودتو پرت کنی توی چاه......بازم سکوت میکنم.آخه کنار چاه قدم زدن بهتر از ته چاه رفتنه.....امیدوارم درک کنی....

«این راهی که انتخابمان کرده است
تا آخر قصه
در ما می رود»
"شهرام بهمنی"


عناوین آخرین یادداشت ها
دوستان
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 113919