|
**قهرمان فیلمه یه جورایی خیلی شبیه خودم بود،کله شق و یخ...ولی یکی از عقایدش با من خیلی فرق داشت.آخه من هم مجسمه آدما رو دوست دارم،هم آدمای مجسمه رو.اما اون نه.فکر میکنی چرا؟؟؟ با اینکه از قبل هیچی از داستان فیلم نمیدونستم ولی همون اول فیلم،تا ته قصه رو گرفتم.تقصیر فیلمنامه نویس نبود.باور کن هر طور دیگه داستان تموم میشد،گند کشیده میشد به فیلم.دیگه معصومیت نداشت.این که فیلم پست فطرتانه نباشه،خیلی مهمه.قبول نداری؟؟؟ولی خیلی دلم به حالش سوخت.آخه دختره به عشق اولش رسید اما اون نه.حالا باید بره کتاباش رو پس بگیره.... (فکر میکنم خیلی احمقانه باشه اگه اسم فیلم رو بگم،اگه فیلم رو دیده باشین که از همون خط اول متوجه میشین کدوم فیلم.و اگه ندیده باشین،بهتره چیزی ازش ندونین،چون از مزه اش کم میشه...) **به نظرم خیلی مسخره بازی شده،یه جور خاله بازی....تا دلم دوباره برای این بازی تنگ نشه،ازش کنار میکشم.... |