جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 24 اردیبهشت ماه سال 1383

کار خاصی نمیکنم....ریاضی مهندسی میخونمو اتاقم رو بهم میریزم.بعد بر و بر نگاش میکنم.ریاضی مهندسی میخونمو آهنگای آشغال شهیاد گوش میدم و رقص های آفریقایی میکنم.ریاضی مهندسی میخونمو زیر کولر بستنی میخورم و عین ناقص العقلا لواشک میجَوَم.ریاضی مهندسی میخونمو آرایشهای سرخپوستی میکنم و باهاش ندا رو میترسونم.ریاضی مهندسی میخونمو با لاک و ماژیک و روان نویس روی انگشتام نقاشی میکشم و بعدش خودمو ریز ریز میکنم تا پاکشون کنم.ریاضی مهندسی میخونمو آواز های خر در چمن سر میدم و با ندا توپ بازی و قایم موشک(باشک؟؟)بازی میکنم.ریاضی مهندسی میخونمو تمام ژرنال ها و بوردا ها رو ورق میزنم و تمام داستانهای بی سر و ته مجله های قدیمی رو میخونم.ریاضی مهندسی میخونمو به یه دوست قدیمی پر حرف زنگ میزنم و با این کارم مغزم رو میپُکونم.ریاضی مهندسی میخونمو وبلاگ میخونم و کامپیوترم رو فضولی میکنم.ریاضی مهندسی میخونمو......اِ بچه،آتیش نسوزون دارم ریاضی مهندسی میخونما.......

نتیجه گیری اخلاقی:من اگه میدونستم وقتی کنکور قبول شدم باید ریاضی مهندسی بخونم،تمام پاسخنامه کنکورم رو سفید جا میذاشتم.....


عناوین آخرین یادداشت ها
دوستان
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 113956