|
میترسم. خیلی میترسم. از جدی شدن. کور شدن. دفن کردن. از به خاک سپردن احساسهای نابم میترسم. تو چه میفهمی؟ همه به خواب رفته اند، و من بیهوده دست و پا میزنم، در این مرداب حقیقت. و هر چه قدر بیشتر دست و پا زنم برای رهایی، بیشتر فرو خواهم رفت. و نیست نجات دهنده ای. همه به خواب رفته اند..... |