|
هه هه.امروز هر چی خواستم آدرس یه بلاگی رو پیدا کنم،نتونستم.البته من اصلا نویسنده اش رو نمیشناسم و حتی یه مطلب هم ازش نخوندم ولی خب شکل ظاهری بلاگش رو دیدم و طراح اون بلاگ رو میشناسم.باور کن خنگ بودن بعضی وقتا بسیار جذابه!!من که کلی سر همین خنگولیت ها کیفور میشم.تصورش رو بکن،یه معما که حل نمیشه.خیلی حال میده....
آخی،طفل معصوم نازنین من،بهش برخورده.خیلی بهش حق میدم.خودمم بودم همین قدر رم میکردم!!حالا بگو چجوری از دلش در بیارم.من هم مثل قدیما دل نازک نیستم که به خاطر مسائلی که مقصر نیستم(بلکه همش فقط یه سو تفاهمه)معذرت خواهی کنم.فعلا فقط سکوت.میدونی،این طور عکس العملها(همین سکوت کردن مطلق) به طرز وحشتناکی وحشیانه است(جدی میگم،تا حالا گرفتارش شدی؟).ولی چه میشه کرد،بعضی وقتا آدما خیلی هم وحشی میشن....
چند شبه میرم رو مبل توی حال میخوابم.هواش خیلی معتدله.مثل قدیما دیگه به اتاقم وابستگی شدید ندارم.توجه کردی مدتیه چقدر عوض شدم؟!!!! همچین یه جورایی خودخواه و خوددار و ننر شدم.ولی خب این موضوع اصلا ناراحتم نمیکنه.یه زندگی راحتِ بدونِ فکر و تامل،و مزخرف و لوس.... |