مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 26 فروردین ماه سال 1384

نگفتم "حس وراجی در وبلاگ"ام برگشته!!!!
بابا این بسی خشمناک است!!! خدا بسی شفا عطایش بکناد(بابا من که آخر سیب زمینی هستم،با اینکه موضوع اصلا به من ربط نداشت و من فقط داشتم صدای خشمناکی رو میشنیدم،واقعاً نزدیک بود پس بیفتم!!!)
اعتراف میکنم که تعداد زیادی از شوخی های من غیر قابل فهم برای دیگرانه.بارها و بارها و بارها میبینم که شوخی های من،کاملا جدی برداشت میشن.نمونه اش نوشته قبلی ام(همون که گفته بودم اتاقم خیلی منظم و براق و ... هست.اون موقع اونقدر وضع اتاق من اسفناک بود که تقریباً نمیشد توش راه رفت!!!)
اونقدر دچار فوران انرژی هستم که میتونم شونصد و نود کار رو با هم انجام بدم(اتفاقاً این دفعه لحنم خیلی هم جدیه).بهتر قبل از زوالش(منظورم اَپو شدنشه)،یه کاری دستش بدم،چون به دنبال این فوران انرژی،رخوت و کرختی هستش.
ای مرده شور ببرن این همه برنامه ریزی و مدیریت رو.کلاس شعرمون به طور کلی منحل شد.یه وقت خسته نشیدا ؟!!!!!!
آخرای کد نویسی پروژه مون هستیم.کم کم باید داکیومنت نویسی و توضیحات نویسی(!!!!!) رو شروع کنیم.(از بکار بردن فعل جمع لذت میبرم،این موضوع برای آدم تنهایی طلبی مثل من،بسی تعجب برانگیزه!!! والا،شوخیم چیه؟؟)
اوهوی فسقلی جون،یا بزودی مثل بچه ی آدم،آدم میشی و "حس وراجی در وبلاگ"ات برمیگرده،یا مثل بقیه پرتت میکنم بیرون!!!!(واقعاً عجب تهدید موثری،چقدرم که قراره بترسه!!! چشم نخورم یه وقت با این ارائه راه حل ام)!!!!


عناوین آخرین یادداشت ها
دوستان
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 114028