|
در بهار این کوچه چه قدر گم شده باشم و پیدا نشده باشم خوب است؟ در پاییز این خیابان چه قدر نتوانسته باشم آوازهایم را از باد پس بگیرم خوب است؟ وچه قدر شعر هایم را در این خانه - همین خانه – پای همین خرمالوها چال کرده باشم خوب است؟ به گمانم می شد فقیرترین باغ ها را دو بار و هر بار هفت پاییز با آنان چراغانی کرد وبیش از این و خیلی بیش از این و شاید آنقدر خیلی بیش از این که می شد جرات کرد و با آن به اجرای دیگری از لبخند تو اندیشید
حسین منزوی
پیوست:از بلاگ خط سوم
پیوست دوم:همچنان این بلاگ را دوست می داریم. |